ماساژ اندیشه محور ابزار آرامش روح و روان آدمی
زمانی که صحبت از دریافت ماساژ می شود :
ما فکر می کنیم که یکی باید بیاید و با دست ورزی بدن و جسم ما را به نوازش ماساژ دهد
ولی حقیقت این است که:
انسان با انتخاب ماسور مطبوع خود می تواند آن ماساژی را دریافت کند که باب دل و جانش می شود و نتیجه ای نیکو می آفریند.
گاهی انسان می تواند کتاب را به عنوان ماسور خود انتخاب کند
و گاهی می تواند شنیدن یک صدای آگاهی بخش را
و گاهی یک موسیقی را.
هر چه جان و روان انسان را آرام کند و بهره وری او را بالا ببرد (ماساژ درمانگر ) انسان است.
و امروز شنیدن تفسیر قرآن برای ما اینگونه عمل کرده است
نتیجه ی شنودن آیات 25 تا 34 سوره ی بقره برداشت های آنی نوشته را برای ما آفرید که به شرح در ذیل این نوشتار می آید و در اختیار مخاطب قرار می گیرد.
آیات 25 تا 39 سوره ی بقره
· محور کلی مباحث قبلی در خصوص مردم شناسی بود و سه گروه معرفی شدند مراجعه شود به آیات اول تا 24 1- متقین. 2- کافرین 3- منافقین
· آیه ی بشارت بر ایمان آروندگان و تنها ایمان نیست و بر اساس مقدار شناختی که پیدا کرده اند عمل می کنند و خداوند بر اساس میزان عمل ره یافتگان بهشت را وعده می دهد
· وعده ی بهشت 40 بار در قرآن آمده که عدد کامل است ( مبحث اعداد در قرآن)
· بهشت تمثیلی است و نمونه های آن در این دنیا وجود دارد.
· به دلیل زندگی مخاطبین قرآن در عربستان بهشت اینگونه به صورت نمادین توضیح داده شده است. تا آنها معنای سعادت عینی را حس کنند.
· ده بار در قرآن آمده که بهشت ارث عمل به آگاهی خودتان است. و این نتیجه ی عمل خودتان است.
· نعمات بهشت قابل تصور نیست . در قرآن نوشته است که کسی نمی تواند عمق ارزش این پاداش را درک کند. ( مثال صحبت جنین با مادر که مادر نمی تواند زیبایی های دنیا را به جنینی که در شکمش است توضیح بدهد مگر با تشبیه)
· کسانی که مال یتیم را به ظلم می خورند دارند در وجودشان آتش رست می کنند.
o مشخصات یتیم: کسی که پشتوانه ی انسانی و مالی در دنیا ندارد و پناهنده ی درگاه الهی گشته، یتیم است و ارتباط به داشتن و نداشتن پدر ندارد. بی پشتوانگی همان یتیم بودن است.
· خداوند فاعل است ولی قابلیت هم باید باشد . انسان باید قبول کننده باشد. ( نزول آب باباران در برابر مقدار نفوذ آب میان دره ها و دشت ها:
· چرا همه هدایت نمی شوند؟ ( مثال باران رحمت . که انسان به میزان قابلیت خود از آب باران دریافتمی کند و هدایت می شود)
· امثال الهی:
o مومنین می گویند کلام خدا حق است در این مثالی که خداوند در کتابش گفته است و به دنبال حکمت آن می گردند
o منکرین: می گویند خداوند چه منظوری داشته که این مثال را زده است و به دنبال ایراد گیری هستند و شک و تردید ایجاد می کنند. و در این شک و تردید تیرگی ایجاد می کنند و فاسق می شوند و عده ی آنها زیاد تر از مومنین است.
سعدی:
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شوره زار خس
o فسق: منظور فسق و فجور و کارهای خلاف جنسی معنای کامل آن نیست بلکه معنای آن زیر بار نرفتن در برابر نظم است.
o عهد شکنان بعد از میثاق
§ بنی آدم مگر با شما عد نبستم که تسلیم شیطان نشوید؟ که او دشمن شما است.
§ عقلی که خدا به ما داده همان عهد نامه ی الهی است ( قدرت تمیز و تشخیص)
§ فاسق کسی است که این عهد را می شکند و حریم را می شکافد و از حدود گذر می کند.کسانی که روابط و قوانین الهی را می شکنند بعد از بستن میعاد و میثاق از ویژگی های فاسقین است.
§ آنها( فاسقین) بعد از شکستن پیمان های الهی، قوانینی در خلاف قوانین الهی تولید می کنند و با آن قوانین خلاف مسیر الهی به ادامه ی مسیر می پردازند.
o مفسدین فی الارض:
§ فاسقین قانون گذار به نفع منافع شخصی خودشان مفسدین فی الارض هستندو
· اینها جامعه را به فساد می کشانند و کینه و حسد و رقابتها را می آفرینند.
· نحوه ی زنده شدن دوباره ی انسان در قرآن
o همانگونه می آفریند که دفعه ی اول آفریده است.
o چگونه به خدا کفر می ورزید ( یعنی ندیده گرفتن حقایق الهی)
o خدا می پرسد: مگر شما قبلا از اموات نبودید . ما چگونه شما را زنده کردیم؟ خدا شما را جان داد و دوباره می میراند و به خاک باز می گردید و دوباره از دل همین خاک بر می خیزید. ( آیات سجود نماز) این مسیر کمال انسان است.
o خداوند خلقت نابود شونده ندارد
o خداوند همه ی آنچه که در زمین است برای راحتی انسان آفریده است. منظور مقدمات و زمینه سازی پیدایش انسان است. زمین از روز نخست مساعد حیات نبود و این زمین کم کم رام گشت. تا انسان و حیات پیشرفته ی انسان پدید آمد.
مقدمات (نفخت فیه من روحی) دمیده شدن روح الهی در وجود انسان/
این امانت است . انسان بذاته مختار نیست بلکه مسیر به سمت رشد جسمی تا عقلانیت و اوج دیگر رخ دهد.
o حفاظت از حیات و تکامل:
§ خداوند به آسمان پرداخت و هفت طبقه بر روی هم چیده شد (فصلت آیه ی 11 درباره ی ساختار آسمان قبل از تکامل انسان که به سامان رسید)
· آغاز مسئولیت انسان بعد از فراهم شدن شرایط زیستی
o تمثیل گفتار خداوند با فرشتگان ( برای انتقال پیام)
§ فرشتگان: انرژی های مدبر و به حرکت در آورنده ی موجودات بی جان کائنات هستند. فرشتگان در همه ی امور نقش و دخالت دارند
§ خداوند می گوید: من جاعل این کارگزاری هستم یعنی موجودی در شرف پیدایش است برای پذیرش مسئولیت بزرگ او را خلیفه قرار می دهم
§ خدا بازنشسته نشده که انسان خلیفه ی او شود . خلیفه در قرآن یعنی جایگزینی کیفیت بهتر حیات در برابر نسل قدیمی حیات
§ یعنی در کره ی زمین نوع جدیدی پا به عرصه ی حیات می گذارد
§ آنها (فرشتگان) می گویند: آیا آنها را می آ،رینی تادر زمین خونریزی کند و فساد برپا کند؟ و این درحالی است که ما کارهای درست را در حال انجام دادن هستیم و دنیا را رو به رشد و کمال می بریم ( قدس: یعنی پاک سازی.) همه در دنیا ذدر دنیا یک نقشی را دارند ایفا می کنند و فرشتگان همین مساله را مطرح می کنند.
§ چرا انسان فاسد و خونریز را آفریدی؟ این با منطق فرشتگان تناسب نداشته است و آنها را معترض می نماید.
o خدا می گوید:
§ من چیزی میدانم که شما نمی دانید.( به زبان بشری گفته می شود تا ما انسان ها معنای درونی آن را بفهمیم)
o چیست آن آگاهی؟
§ با آزادی به آگاهی رسیدن
§ فرشته ها آزادی نداشتند که به آگاهی تکاملی برسند.
§ هیچ تغییری در موجودات غریزی نیست
§ انسان قابلیت تکامل در آگاهی را دارد. ( معنای معرفت)
§ با همین حس اختیار انسان در کوشش و خطا قرار می گیرد و یاد گرفتن در مسیر انسان قرار می گیرد.
§ نتیجه ی آزمون و خطا رشد است و به همین دلیل انسان به ماهیت ها می رسد و شناخت تکاملی پیدا می کند و به کیفیات پی می برد و به همه ی زوایای آن
§ این آگاهی فرازماین و فرامکانی برای انسان است.
§ اگر فعل ماضی است قطعیت را نشان می دهد
§ یعنی انسان امروز کلاس اول است ولی او به تمام ماهیت حیات را در خواهد یافت.
§ ما هنوز در مرحله ی یادگیری و رشد هستیم.
§ و اکنون خدا از فرشتگان می خواهد که این آگاهی ها را معنا کنند.
o فرشتگان می گویند: ما دانشی نداریم مگر تو به ما تعلیم داده باشی
o فرشتگان مجبور به ادامه ی مسیر هستند و انسان مختار به ادامه ی مسیر هدایت و مسیر های موازی و خلاف آن.
o انسان آزاد از دل همین خونریزی و فساد ظاهری رشد می کند و توسعه می یابد.
o انسان با آزادی است که به رشد و کمال می رسد.
· خداوند فرمود : حالا فرشتگان را معلم باش. وقتی که آدم به تمام قدرت و ماهیت فرشتگان پی برد و همه ی انرژی ها و عناصر را شناخت ( در مسیر رشد و رسش انسان به سلطه ی علمی دست خواهد یافت.( نفوذ به تمام کهکشانها))
این آینده نگری قرآن درباره ی آینده ی انسان است.
· آیا به شما نگفتم من آنچه را می دانم که شما نمی دانید.
o من ذات شما را هم می دانم و می شناسم ( استعداد های بالقوه و پوشیده شده)
· خداوند گفت در برابر انسان سجده کنید.
o معنای سجده در قرآن : یعنی در خدمت بودن و منظور سجده ی نماز نیست.یعنی پذیرش مشیت در برابر قدرت بزرگ تر.خداوند از فرشتگان خواست تا انسان را فرمانبردار باشند.
o همه سجده می کنند در برابر این فرمان الهی مگر ابلیس( کسی که از رحمت خداوند نا امید است)
o ابلیس امتنا کرد ( زیرادر وجود ابلیس منیت وجود داشت)
o ابلیس حقیقتی را پوشاند و کافر شد
o کافر( پوشاننده ی حقیقت)
· نزدیک شدن آدم و حوا به درخت ممنوعه
· معنای بهشت در قرآن : ( کل هستی بهشت است ) و همه ی نعمات به رایگان در اختیار انسان است در شرایط بهشتی ( مانند دوران کودکی که انسان بی مزد و منت بازی می کند و رشد می یابد.)
ورود به بلوغ از دوران کودکی مانند گذر انسان از مرحله ی حیات بهشتی به وادی امتحان و ابتلا است به واسطه ی نزدیکی به درخت ممنوعه. انگار موضوعات غریزی و افزونخواهی همان درخت ممنوعه ی بهشت است.
o وقتی اختیار می آید و بلوغ می آید و آگاهی پیش می آید رقابت و جنگ و درگیری ها آغاز می شود. و انسان از آن شرایط بهشتی خارج می شود.
o انسان حبوط می کند و تلاش کند برای ایجاد شرایط بهشتی برای نسل بعدی.
o بهشت قبلی مفت و مجانی بود و بهشت بعدی را باید برای خود بسازد .
o بهشت میراث عمل خودتان است.
· فریب شیطان و ورود انسان به فضای امتحان و ابتلا
o شیطان هر دو را فریب داد و هر دو را از شرایط رایگان بهشتی خارج نمود ( زن فریبکار نبود و از اسرائیلیات است) ( در سه سوره این داستان آمده در چهل آیهکه چهل عدد کامل است)
o انسان یک آدم است در دو جلوه ی زن و مرد و تفکیک جنسیتی وجود ندارد.
o احبطو: آدمیان باید حبوط کنند. این آگاهی از آدم شروع شد ولی تعداد انسان ها زیاد بودند.
o محیط رقابت بین انسان ها ایجاد شد تا رشد معنا پیدا کند. مسیری ارتقا یابنده به واسطه ی رقابت
o جنگ ایجاد می شود و رقابت ایجاد می شود.
o در این زمین قرار می گیرید ( در برابر سکون و آرامش بهشتی)
o دشمنی ایجاد می شود.
o پس از حبوط انسان به آگاهی رسید و توبه کرد و خداوند توبه پذیر است
o بعد از استقلال انسان سازندگی آغاز شد
o خداوند نویسنده ی کتاب زندگی است و انسان کم کم به ان آگاهی پیدا کرد.
o خداوند به همه ی آدمیان فرمان حبوط می دهد و بعد می گوید:
o از جانب من همواره هدایت هایی از طرف من برای شما خواهد آمد تا مسیر رشد و توسعه را به راحتی طی کنید و به سوی من باز گردید.
o هر کس از هدایت من پیروی کند . از هیچ چیزی نمی ترسد و غصه نمی خورد
o و به همین دلیل انسان می تواند در این مسیر ترسناک نترسد و غصه نخورد.
o ترس از بدخداشناسی ایجاد می شود.
o آیا خدا کافی نیست که بنده اش را حفظ کند.
o هر چقدر به خدا اعتماد کنید و از خدا خشیت داشته باشید و از احدی غیر خدا بیم نداشته باشید رستگارتر خواهید شد.
o آیات ابتلا هم نمی تواند انسان رهیافته را بترساند.
o جنازه ی من چو روان باشد ( مولانا جلال الدین برخی)
o کسانی که این حقایق را می پوشانند( کافرین و فاسقین) آنها اصحاب آتش هستند و گرفتارند. آنها بازدارنده ی مردم هم می شوند ( اینها یار آتش و دوزخ بر اساس تعابیر خاص قرآن (فیها خالدون))