زمانی که قرآن خواندم و شنودم و آرام گشتم
حس کردم این شنودن و بررسی مرا آرام کرده است
دقیقا مانند آرامشی که انسان بعد از دریافت ماساژ احساس می کند
دریافتم حس مشترک نتیجه ی عملکرد های مشترک است
و این شنودن و نتایج عاید گشته را به ترجیح در اینجا می نویسم و در اختیار مخاطب قرار می دهم.
شاید آنچه مرا در خود غرق نمود و لذت آفرید
برای دیگری هم همینگونه لذت بیافریند
و ماساژ روح معنایی واقعی تر پیدا کند.
- ناس یعنی مردم
- در این سوره پنج بار نام ناس امده و انسان معنای جامعیت دارد در این سوره
- سوره ی فلق و ناس سوره های پناه بردن به خدا
- در سوره ی ناس پناه بردن از شرور درونی است
- در سوره ی فلق پناه بردن از شرور بیرونی است
- چرا به خدا باید پناه برد: آیا پناه میبریم . پناه از چه چیز باید به خدا پناه برد؟ علت و انگیزه چیست:
- دو چیز است : یکی جان و دیگری مال است که هر دو در خطر هستند. و هر انچه به ما وابسته است.
- قرآن : اگر این شیوه را رعایت کنید لا خوف علیم و لا یحزنون شامل حال ما می شود.
- نه بترسید و نه غصه بخورید زیرا به ابرقدرت جهان پناه برده اید. و این قانون است.
- پناهگاه های انسان در تاریخ چه بوده است : در دوران اوایه سنگ و چوب و درخت و نمادهای طبیعت بوده و بعد مظاهر طبیعت مثل پرستش ماه و خورشید بوده است و کم کم موجودات مانند گاو درهندوستان چون منافعشان در آن بوده است.و کم کم در طول تاریخ گاو مقدس شد.
- نیاز انسان باعث مقدس شدن ماهیت های مشرکانه می شود.
- قدرت های سیاسی مانند نمرود و پادشاهان . ثروت اربابان ثروت مانند دوران ارباب رعیتی در ایران. یا قدرت های مذهبی مانند راهبان و کاهنان و اداره کنندگان بتکده ها به هر شکلی همه پناهگاه انسان بوده اند.
- بعد ربوبیت تکیه گاه انسان است. رب یعنی مدیر و مدبر و رییس انسان نه آفریدگار است.
- انس: موجودی متحرک و پر تلاش و جستجو گر
- اما انسان از انس آمده و اهل موانست است
- در سوره ی ناس بحث انسان نیست
- من پناه می برم به آن ماهیتی که ارباب همه ی مردم است
- ملک الناس: یعنی فرمان، فرمان او است
- ملک قدوس: پاک و منزه و مقتدر و مهربان
- نه تنها رب الناس است بلکه ملک الناس هم هست .
- چون مالک است می تواند فرمانروایی بکند.
- اله الناس.. یعنی معبود
- همه چیز می تواند اله باشد ولی با ال آمده فقط مختص حضرت حق است.
- هوای نفس آدمی می توانه الهه ی آدمی بشود.
- بعد از پناه بردن به این سه پایگاه اصلی که در ابتدای سوره آمده از او می خواهیم که ما از شر خناس راها شویم.
- خناس چیزی است که رخ نشان داده و پنهان می شود
- ما فراموش می کنیم خداوند از رگ گردن نزدیکتر را اینها همه وسوسه است که ما را از رگ گردنمان دور میکند.
- پیامبران اهل غلو نبوده اند ولی ما از آنها نمادهای غلو آمیز ساخته ایم. آنها ساده زیستند و رفتند ولی ما امروز از آنها ذهنیاتی ساخته ایم که خناس در دل ما می آفریند و ماهیتی شرک آمیز برای اله در میان حیات ما می سازد.
- الذی یوسوس..... همان وسوسه ی در دل است.
- صدور: در قرآن 44 بار آمده و هرگز معنای قفسه سینه ندارد و معنای مجازی مد نظر قرآن است.
- الم نشرح لک صدرک: ما سینه ی تو را گشاده نکردیم منظور قفسه ی سینه نیست منظور مرا گشاده نظر کن در برابر تنگ نظری. منظور دریا دل شدن است.
- صدر انسان عاقل در سینه اش است (علی علیه السلام) خداوند باید سینه ها را شفا بدهد.
- من الجنه والناس. جنه همیشه در برابر ناس قرار گرفته است و دربرابر انسان جان آمده است.
- ناس مردم است و جنه عوامل پنهان است. نشانه های بیماری های روانی از جنه است مانند جن زدگی در معنای عام.
- بخاطر خدا بلند شو و جدا شو از این جو جن زده شده و از رفتار مالیخولیایی خود را رها کن
- به تو پناه می برم خداوندا از شر وسوسه های درونی من که مرا به قدرت های سیاسی و مالی سوق می دهد که همه فریب کارند به نام دین . به تو پناه می برم چه ناشناس و چه مردمی که شناخته شده اند.
و آنچه در پایان دریافته ام این است که
- رهایی از شرک به انسان های دیگر و رهایی از وسوسه ها و رهایی از ناشناخته هایی که انسان را به گمراهی هدایت می کنند
- و دریافتم که سوره های کوچک قرآن موجز هستند و در دل آنها معنایی عمیق از ماهیت های متفاوت که روح و روان انسان را در مسیر زیستن به پارسایی غیر مشرکانه هدایت و رهبری می کنند.
منابع :
قرآن کریم