57 تا 66 سوره ی بقره
تعالی روح با شنیدن و خواندن کلمات مانند تاثیر گذاری ماساژ است بر جسم آدمی
این تعالی باید همیشگی باشد.
در این آیات ثبت شده در قرآن هم نشانه هایی برای بهبود عملکرد ذهن و عقل آدمی در برابر دلخواسته ها نمایان است و انسان به سمت ده فرمان هدایت می شود با میثاقی که گرفته می شود
مساله ی بعدی تداوم و تکرار در مسیر های غلط یا درست است که انسان را به تباهی یا به هدایت رهنمون می کند
مساله ی استمرار و تداوم در عملکرد در این آیات بیشتر به چشم می خورد.
اینکه در این نوع و در این سبک مقالات مساله ی دریافت ماساژ روح و روان این همه مهم است همین مساله ی درک استمرار در عملکرد است.
روح انسان و عقل انسان جنسی متفاوت از جسم انسان دارد لذا مساله ی ماساژ روح و روان هم با نمادهای ماساژ جسم متفاوت است.
ماساژ روح و عقل آدمی با صدای متناسب و با ندای کلمات می تواند انجام شود.
انسان در میان دو راهی تباهی یا رهایی حق انتخاب دارد و با دریافت ماساژ از این جنس می تواند راه رهایی و هدایت را بیشتر حس کند و آن را در دسترس خود احساس کند و به آن گراییده شود.
به هر حال انسان انتخاب گر است و خود بهتر می داند که چه چیز برای اصلاح اموراتش مفید است و چه چیز به او آسیب وارد خواهد نمود.
· بحث تعالی انسان است . همان برنامه ای که خداوند برای انسان چیده است . مسیری که به دور از منیت و وسوسه های شیطانی است.
· مسئله حبوط است. حبوط به اعلا علیین. از زمانی که انسان اختیار پیدا می کند با دشمنی ها روبرو می شود و انسان باید بتواند از این مرحله گذر کند و حبوط نماید. این برنامه ی توسعه یافتگی انسان تلاشی است برای یافتن رهیافتگی ارادی انسان توسط خودش و نه رهیافتگی غریزی. وگرنه انسان به واسطه ی غریزه در زمان تولد رهیافته است و به اجبار در آن قرار داشته است.
· چهار بند از تاریخ حیات بنی اسرائیل در این آیات بررسی می شود
· دوران بیابان گردی در مصر به بیگاری فرعونها مشغول بودند.
o ظاهرا اهرام را قوم بنی اسرائیل ساخته اند
o بعد از آزادی و گذر از نیل در صحرای سینا قرار گرفتند ( میان کانال سوئز و نیل و دریای سرخ و مدیترانه
o ما بر شما غمام را سایه گستر کردیم: نوعی ابر فراگیر و گذرا است مانند چتر ولی باران ندارد.
o منّ و سلوا:نعمت سرشار و آرامش همراه آن منظور است که رایگان بوده و بی منت به آنها عرضه شده است.
o وقتی خدا از ((ما )) استفاده می کند منظور کل طبیعتی است که به اراده ی الهی در اختیار انسان قرار گرفته است.
o این حیات آزاد در برابر عادت به حیات بردگی تعریف شده است.
o در این محیط طبیعی ((بخورید از این رزق الهی))
· دوران یکجا نشینی و روستا نشینی و بادیه نشینی
o مجموعه ی عوامل آنها را به این نتیجه رساند که بادیه نشین بشوند
o شرایط محیطی مناسب برای آنها فراهم شد با یکجا نشینی
o شرایطی که طبیعت به رایگان در اختیار انها قرار داد مانند بهشت
o مهم است با قصد شکرگزاری وارد این قریه بشوید و شکرگزار خداوندتان باشید به واسطه ی دریافت نعمت تازه. حالا زمان آن است که منیت خود را بشکنید و به همین دلیل در کتاب نوشته شده که با سجده وارد شوید. ( تسلیم و تمکین به حقوق دیگران و فروتنی است و نه مدعیانه )
o مساله ی آپارتمان نشینی این روزها نمایشی از تغییر فضای حیات انسان است
o تسلط نفس و رعایت حقوق دیگران: باعث پاک شدن نفس شما و از بین رفتن منیت شما می شود و شما را جزء محسنین قرار خواهد داد.
o شخصیت محسنین : جنبه های روحی و معنوی تان ساخته می شود با نیکو کاری
o ولی انسان ها در این داستان ضد این اعمال سفارش شده را اعمال کردند. همه مدعی فزون خواهی بودند و در نتیجه ی این ظلم و ستم و قانون شکنی و حریم شکنی و از بین بردن حقوق همسایه هایشان، از آسمان بر آن ها عذاب نازل شد
o ریشه ی عذاب آنها آسمانی است. یعنی رجس در برابر طیب از سوی آسمان یا خدا نازل می شود.
o نظامات الهی جامعه ی ظالم را تنبیه می کند و این قانون است.
o کمبود آب را موسی احساس کرد و خدا به موسی گفت که عصایت را بر سنگ بزن ( معجزه ای دیگر) و به واسطه ی اسن فیض دوازده شعبه چشمه می جوشد و همه ی گروه های مردمی آبشخور خود را شناختند.
o بنی اسرائیل از دوازده شعبه ی انسانی زیاد شده اند که یک دسته ی توسعه یافته از یهودا است.
o و این نشان می دهد چه دعواهایی بین آنها بوده
o از رزق خدا بخورید و نظم را بر هم نزنید و بر هم ستم نکنید.
· گام سوم آغاز دوران شهر نشینی
o جماعت بعد از یکجا نشینی و توسعه یافتن و ورود به جامعه ی شهری اعلام کردند که ما دیگر به حد اقل ها قانع نیستیم و غذای بیشتر و امکانات بیشتر از خدای تو می خواهیم.
o از این رو از موسی خواستند که بر آنها غذای مفت و متنوع به معجزه حاصل شود
o آنها عادت کرده بودند به بدست آوردن های بدون زحمت و این خواسته در ادامه ی عادت به مفت خوری بوده است.
o موسی به آنها می گوید: اگر بیشتر می خواهید می توانید به سایر شهر ها بروید آنجا همه چیز هست. اگر دنبال شکم هستیدمی توانید ما را ترک کنید و به شرایط شهر های مجاور پناهنده شوید و به ذلت های قبلی در مصر گراییده شوید و بردگی کنید.
o منظور اگر نمی خواهید بسازید شهر خودتان را به نیروی بازوهایتان باید تن به بردگی بدهید.
o منظور دیگر گذر از شخصیت خود به واسطه ی خواسته های نفسانی است. اگر بدنبال شهوتتان هستید از خودتان و آزادی تان بگذرید و به بردگی در شهرها مانند مصر بروید و تنبه بردگی بدهید.
o وقتی ایده آل های یک جامعه هوس های دنیایی می شود: هر که در برابر آنها می ایستاد و قصد آگاهی دادن داشت را می کشتند. و نتیجه ی این نا فرمانی بر آنها عذاب نازل شد.
o آنها بنی اسرائیل دائما حقوق دیگران را نادیده می گرفتند
o ای کسانی که به این کتاب و پیامبر ایمان آورده اید. اعم از یهودیان و مسیحیان و مسلمانان و ... هر کسی در هر جای دنیا با هر آیینی ((باور به خدای یکتا ))(( پذیرش معاد و در نتیجه انجام وظیفه ی فردی و اجتماعی برای توسعه یخود و جامعه)) ((انجام عمل صالح برای بهبود شرایط زندگی)) را مد نظر داشته باشد و انجام دهم. برای آنها اجری بزرگ نزد خداوندگار است که نتایج آن در زمین به آنها می رسد.
o کسانی که این ویژگی های مثبت را دارند نه می ترسند و نه غصه میخورند.
o هویت شناسنامه ای مثل یهودی بودن و مسلمان بودن یا مسیحی بودن هرگز ضامن نجات انسان نمی شود.درواقع این هویت ها مثل ثبت نام کردن در مدرسه است.
o ده فرمان (( میثاقی ده گانه و دستور العمل است که نگذارد بنی سرائیل به ظلم با هم رفتار کنند))
o این ده فرمان میثاقی بود برای این قوم که موسی بر انها عرضه کرد.و ترس آنها را فرا گرفت.
o وقتی هدف برخورداری از لذت نفسانی باشد انسان از عزت نفس خود می گذرد و لاجرم به مسکنت و ذلت می رسد ( خود فروشی انسان)
o به واسطه ی این نوع عملکرد لاجرم جامعه مغضوب می شود.
o کانو( استمرار یک فعل) نادیده گرفتن مستمر قوانین و آیات باعث درد ذلت شده است.
o آنها به نا حق پیامبران را به واسطه ی این میل به دنیا طلبی کشتند تا سخن آنها را نشنوند.
o هر کس به عدالت امر می کردند هم به واسطه ی دنیا طلبی این انسانها، کشته می شدند.یعنی دنیا طلبی می تواند انسان را قسی قلب نماید و از خونریزی نترسد.
o سرونشت بلاخیز نتیجه ی عملکرد خود آنها بوده است. جنس آنها اینگونه تغییر دائمی پیدا کرده بود.
o درس الهی: این هویت های دنیا نباید ایجاد غرور کند. مهم ذات و روح دین نهفته شده در دل انسان است و نه عنوان ئدیندار بودن در نگاه دیگران.
o اصولا هر کسی در هر جای دنیا با هر آیینی اگر باور به خدا و آخرت را پذیرفته باشد و سوم عمل صالح انجام دهد و مشکل جامعه را حل کند و نقش مثبت داشته باشد صاحب اجر الهی می شوند و این صاحب شدن ارتباطی با نوع دین ندارد. لذا آنها نه ترسیدارند و نه غصه می خورند.
o نوع دین (شناسنامه است) هویت است. مسلمان شدن با ایمان آوردن فرق می کند. مانند ثبت نام در مدرسه دلیل دانشمند شدن دانش آموز تازه ثبت نام کرده نمی شود.
o اذ اخذنا میثاقکم: ده فرمان . که بندی بر گردنتان باشد و بترسید تا شاید رستگار شوید.
o این ترس برای این بوده که آن موضوعاتی را که به میثاق از شما گرفته شده را جدی بگیرید. و این میثاق را سمبلیک و سبک در نظر نگیرید (قرآن های در طاقچه مانده)
o این کتاب به شما آموزش می دهد و تمرین می دهد تا بر خودتان مسلط شوید . با همه ی این همه ارعاب و ایجاد ترس باز هم ده فرمان را فراموش می کنید.
o این آیات نشان میدهد بشریت هنوز کودک است و نیاز به ارعاب دارد.