هیچ سخنی والا تر و ارزشمند تر از این نیست که پیامی بتواند دردی را کاهش دهد. و اکنون پیام این است :
بگذارید زمان شما را ماساژ بدهد
و این عین حقیقت است بر هر دردی زمان بگذرد درمانش اتفاق می افتد چه آن درد فراتر از توان انسان باشد یا نباشد.
سوال: چرا زمان می تواند درد را درمان کند؟
اگر کمی به محیط اطرافمان دقت کنیم خواهیم دید که زمان به عنوان یکی از بارز ترین درمانگران طبیعی کار درمان را تمام می کند.
کودکان بزرگ می شوند تا بتوانند مرسدس بنز پدرشان را سوار شوند و بر درد کودکی فائق آیند
بزرگ تر ها درد فراق فرزندانشان را تحمل می کنند تا دنیایی بهتر ساخته شود
پیرمردها درد پیری می کشند بهامید اینکه فردای رحلتشان زندگی جاودانه را تجربه کنند
و ده ها مانند این
همه ی اینها به ما می گویند که گذر زمان عنصری ارزشمند برای نجات انسان از دردمندی نا متعارفی است که انسان برای خودش آن موضوع را درد فرض کرده است.
اگر کودک می دانست بهترین دوران حیاتش همان دوران کودکی است که بی سبب بازی می کرده هرگز اقدامی نمی کرد تا زودتر سبیلهایش در بیاید.
و اگر انسان می دانست که فرزندانش جزء اموال او نیستند که برای فقدانشان به جزع و فزع بپردازد هرگز اجازه نمی داد غم او را برای همیشه متصرف شود هر چند گذر زمان بر این درد توانسته باشد قسمتی از غم هجرانش را کاسته باشد.
از این دست مثالها زیاد است
اگر برای درمان درد به بیمارستان مراجعه کرده باشید و بستری شده باشید اولین درمانی که در اختیار بیمار قرار می گیرد استراحتی است که گذر زمان را در آغوش گرفته است.
انگار زمان می تواند مرهمی باشد برای همه ی دردمندی ها و همه ی بیماری ها تا تلاطم موج ناهنجار ایجاد شده را از تلاطم بیندازد و دوباره انسان را به روزهایی برگرداند که در اوج توانمندی می توانسته به تقلا کردن و موج آفرینی بپردازد.
به هر حال در شغل ما عنصر زمان یک همکار واقعی است
ما به همه ی عزیزانی که به ما مراجعه می کنند سفارش اکید داریم که استراحت کامل را به عنوان یک ماساژ درمانگر در دسترس کنار خودشان به عنوان یک یار همیشگی داشته باشند و اگر خواستند در مصصرف زمان صرفه جویی کنند به ما مراجعه کنند و ماساژ عمیق دریافت کنند تا زودتر به محیط تلاشگرانه ی خودشان برگردند.
به هر حال باید بدانیم که هدف ماساژهای عمیق که درد را کنترل کرده و میزان آن را می کاهند دقیقا هم راستا با فعل ((گذر زمان)) است و هر دو یک کار را می کنند.
به هر حال شوخی با گذر زمان در این زمانه باعث شده است که عمر ها به بیهودگی تمام شود و بی ثمر و بی نتیجه خاتمه یابند.
من از همه ی شما عزیزان می خواهم که آسایش و آرامش خود را به دایره ی اطلاعات واژگون که در شبکه های اجتماعی تمام زمان شما را می خورد،نفروشید. در رخت خواب مشغول وقت گذرانی با گوشی موبایل بودن استراحت نیست بلکه فعالیتی فرسایشی است که شما را در آخر راهی درمانخانه هایی می کند که از امروز در صف انتظار حضور شما نشسته اند.
بگذارید گذر زمان واقعی همراه با ماساژ های عمیق از شما مردان و زنانی ایمن و قوی و آفرینشگر بشازد نه مصرف کنندگانی که دنیا دوست دارد با حضورتان به قصابی کردن انسان بپردازد.
و این موضوع که در بالا نوشته شده است به عنوان یکی از بزرگترین دشمنان زیست بشر امروز شناخته شده و در آینده ای نزدیک خواهید دید که به ازای هر خیابان دو بیمارستان و یا روانخانه به مدد رسانی مصدومین حوادث دنیای مجازی خواهند آمد.
این مقاله می تواند دریچه ای باشد برای نجات انسان از اعتیاد به دوپامینی که هر روز بشریت مقدار بیشتری از آن را مصرف می کند.
در ادامه ی آنچه به ذهنم می رسد که در همین مسیر می تواند راه هایی را نمایان سازد که بشر دوپامینی امروز بتواند راه نجات خود را بیابد و از آن گذر کند را نوشته
با احترام قاسم منهی