Skip to Content
مرکز ماساژ ماهور ماساژ درمانی و گرمابه ایرانی در غرب تهران
  • نرخ بسته ها
  • همکاران ما
  • مقالات
  • ساعات کاری
  • گالری
  • تماس با ما
  • 0
  • 0
  • ورود به سیستم
مرکز ماساژ ماهور ماساژ درمانی و گرمابه ایرانی در غرب تهران
  • 0
  • 0
    • نرخ بسته ها
    • همکاران ما
    • مقالات
    • ساعات کاری
    • گالری
    • تماس با ما
  • ورود به سیستم
سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۹:۰۲

ماساژ ذهن با کلمات

از مجموعه داستان های جمشید و یوحنا
  • کشکول
  • ماساژ ذهن با کلمات
  • 1405/03/09 توسط
    ماساژ ذهن با کلمات
    قاسم منهی


     

    14050309

    0755

     

    بر هزاران مراد امروز سلام

     بر هزاران طالع منتظر به تحقق پیوستن سلام

    به هزاران قطعه از پازل وجود آدمی که امروز قرار است سر جای خود قرار بگیرند سلام

    و سلام بر من و سلام بر تو و سلام بر یوحنا

    که در ابتدا آب شست و برد با خود هر چه تا دیروز رخ داده. حتی شستشو های قبلی را و امروز به تازگی شروع شده به شکرانه.

    و رمه به صحرا رفته به هدایت چوپان

    و گندم ها قد افراشته اند به هدایت نور و آب و خاک

    ولی اندازه ها هنوز ثابتند برای ثبت وقایع

    جمشید مشغول قلم فرسایی ست. معلوم است که حال خوبی دارد. جای همه ی آنچه باید در کنارش باشد را خالی یافته و بر آنها هم سلام می فرستد.

    او بهارانه مشغول نوشتن است به تازگی چله نشینی پدرش را پشت سر گذاشته و امروز به طراوت آغاز هفته ای نو به لطف حق قانع است و دنیا را به انتظار خود گذاشته تا بنویسد دوباره مسیر رفته اش را و مسیری را که خواهد رفت

    جمشید واگویه ها را امروز به زبان نمی آورد بلکه خود به قلم و کاغذ مشغول ستاندن جان قلم است که جوهر بر استواری کاغذ مداومت ورزد و کارنوشتن او را به پیش براند.

    خجسته احوالی است برای جمشید که به گاه تنهایی می تواند خود بنویسد و و یوحنا را به مرخصی گندمزارش روانه کند تا او هم به خاک بازی بپردازد و باز گردد.

    یوحنا چاشت صبح را بهسیاهی قهوه آغاز می کند و نزد جمشید آمده و می گوید:

    -          خجسته احوالی است تو را گویی؟ به نوشتن مشغول شدن یعنی به خدا واصل شدن و به خدا واصل شدن یعنی جمشید محلول گشته به حق و در حق و از حق و تا حق. و این مبارک روزگاری است که بعد از مدت ها قلم به دست شده ای و نوشتن آغاز کرده ای .

    جمشید با اشارت انگشت به کره اسب دونده کنار مادیان اشاره می کند که از مقابل درب و آتشدان پیداست و به یوحنا می گوید:

    -          حالی چنین دارم مانند کره اسب رمیده از بند مادر که می تازد و باز می گردد و می چرد و می خرامد و پای و دست بر زمین می کوبد. تا هفته ی پیش این کره اسب تازه به دنیا آمده نای برخاستن نداشت و امروز تمام جهان و کره ی زمین زیر سم او قرار گرفته است مانند قرار گرفتن زمین زیر پاهای ما.

    ما خسته به راه رفتن شده ایم به واسطه ی تکرار راه رفتن های هر روزی ولی او برای نگاه کردن و دیدن و خمیدن و صاف شدن تازه مسیر را آغاز کرده است. یوحنا اگر این کره اسب بداند که دو سال دیگر چه در پیش روی دارد و به یکبار تجربه ی آن مادیان را صاحب شود به نظر تو باز هم چنین خرامیدن را تاب خواهد آورد چون من و تو؟

    از این رو است گاهی احساس می کنم که نباید بنویسم و نباید مسیر زیسته شده توسط آدمی را برای کودک به تظاهر عیان سازم که او بتواند کودکی اش را کند و به انجام برساند به جهلی که من به آن جهل می گویم ولی به واقع انتهای آگاهی الهی ناآگاهانه است و انسان چقدر باید برای آگاهی آگاهانه ی خود بها بدهد را نمی دانم.

    یو حنا گفت :

    -          رها کردن و ننوشتن راهنمای مسیری که تو خود رفته ای، خطا است . زیرا که بر آن نوشته می توانی بنویسی که این نوشتار برای انسان های بالغ گشته روا است و نه بر کودک خجسته دل و رنگین فام. و همین کافی است که مرارت اندیشه ی این لحظه ی تو را به حرارت تبدیل کند.

    جمشید گفت:

    -          من در گذشته های دور که کودکی بیش نبودم اولین کتاب هایی که توانستم بخوانم، همه کتاب های ممنوعه ای بود که برای کودک نوشته نشده بودند. انسان به ذات خود به دنبال ممنوعیت ها می گردد و تو چگونه می توانی چنین نسخه ای را برای نوشته ها ی بنویسی که حق چنین نمی خواهد. من بر همه یکتب خواهم نشت که ای کودک و ای مهر بی بدیل ایزدی که هنوز تابناکی الهی تو روشنگر راه آینده ی انسان است. این کتاب را اگر بخوانی بیچاره خواهی شد و اگر در این سن و سال بیچاره شوی به لذت ناچاری دچار خواهی شد و به یکباره لذت از دویدن را کنار خواهی گذاشت و زندگی را فراموش خواهی کرد . حالا خود دانی که آیا این کتاب را خواهی خواند یا نه؟

    و من فکر می کنم که کودک از میزان حماقت کمتری از بزرگتر برخوردار است که وقتی می داند به آزار دچار خواهد شد در پی رفتار نابخردانه هرگز به سمت و سوی آن نخواهد رفت.

    ورود برای گذاشتن نظر

    مرکز ماساژ شبانه روزی و حمام ترکی ماهور 

    وقتی یک تیم قدرتمند از مردان و زنان متخصص با عزتمندی کامل در یک مرکز ماساژ حضور داشته باشند؛ بیست و چهار ساعت شبانه روز برای فعالیت آنها کم است. و اینگونه شد که ما مجبور شدیم به ارائه ی خدمت شبانه روزی بپردازیم

    به راحتی شما می توانید نظر خود را در گوگل مپ مجموعه ثبت کنید و نظر سایر عزیزانی که به این مرکز مراجعه کرده اند را ببینید.

    ما پاسخ گوی شما هستیم در همه ی ساعات.

    رزرو آنلاین شما بعد از پرداخت و بیعانه ی شما هرگز از بین نمی رود و اندوخته ی شما نزدما به امانت میماند تا لحظه ی ارائه ی خدمت.

    حتی اگر نتوانسته باشید در زمان تعیین شده نزد ما حاضر بشوید به هر دلیلی.


    گالری      همکاران ما      رزرو آنلاین  

    تماس با ما    ساعات کاری   مقالات 

    قاسم منهی

    • 02144709438
    • ghmonhi@gmail.com

    ما یک تیم از افراد پرشور هستیم که هدفشان بهبود زندگی همه از طریق ارائه ی ماساژ بهبود یابی و خدمات گرمابه و حمام ترکی به سبکی اصیل و عمیق است. ما بسته های فوق‌العاده‌ای از ترکیب  ماساژ و حمام ترکی  برای رفع خستگی روحی و جسمی شما آماده کرده ایم. بسته های آماده ی ارائه ی ما  برای زن و مرد و پیر و جوان که تمایل به بهینه‌سازی عملکرد جسمی و ذهنی خود دارند، طراحی شده‌ اند. 

    ارتباط با مدیر

    نشانی ما :
     ماهور مرکز ماساژ شبانه روزی و حمام ترکی غرب تهران

    واقع در چیتگر منطقه ی 22 شهرک گلستان (راه آهن) بلوار امیر کبیر پلاک سیصد


    لوگو مرکز ماساژ ماهور
    کپی رایت © ماهور
    قدرت گرفته از اودو - شماره ۱ تجارت الکترونیکی متن باز